تفکر نقادانه...
پاسخ:این کار یک قدرت خاص می خواهد و به طور حتم بسیاری از معلمان توانایی این کار را دارند.
ما باید فلسفه ی اسلامی خود را آموزشی و با زبان مدرسه ای منتقل کنیم.در کشورهای غربی این کار انجام شده است.در خانه نیز ما با یکدیگر در حال گفتگو هستیم و در کنار این گفتگو ،می توانیم مدام این تفکر منطقی و بعد عقلانی را پرورش دهیم.در بستر یک تفکر منطقی می توانیم مفاهیم دینی را به راحتی منتقل کنیم.
یکیاز این تمرین ها این است که به بسیاری از پرسش های بچه ها پاسخ فوری ندهیم.
کمک کنیم خود بچه ها به پاسخ دست پیدا کنند.سال ها قبل من با یک دانش آموزی که خانواده ی مذهبی داشت اما دو بار از خانه فرار کرده بود مواجه شدم.من هر چیزی به این بچه می گفتم،او می دانست و جواب می داد.با کمی صحبت با یکی از والدین او،احساس خستگی کردم.از ایشان پرسیدم آیا هر پرسشی که فرزند شما می پرسد،همین گونه جواب می دهد؟
گفتم:با این کار شما او را خفه می کنید.شما فرزند خود را زیاد احاطه کرده اید.بچه از دست شما خسته است.مشکل او دانایی نیست.یک مدتی در پاسخ پرسش های او کلمه ی [نمی دانم] را به کار ببرید.آنقدر این پدر و مادر به بچه اطلاعات می دادند که قدرت تفکر را از او گرفته بودند.باید به بچه های خود اجازه ی تفکر بدهیم.حتی همه غلط های تفکر فرزندان خود را نگیرید.بگذارید روحیه ی او باقی بماند.
سال ها قبل از کلاس های دانشگاهی وقتی افراد پرسش می کردند،من به طور قاطع جواب می دادم.مدتی که از ترم می گذشت دیگر کسی پرسش نمی کرد،گاهی باید معلم در سر کلاس به دانش آموزان بگوید، نمی دانم.
نباید پرسش ها را زود پاسخ دهیم؛بلکه با کمک کودکان باید به پاسخ پرسش ها برسیم.با این کار آنها تشویق می شوند.ما باید یاد بگیریم که برای پرسش گری یا بدست آوردن پاسخ،زیاد فرزندان خود را تشویق نکنیم.بسیاری از اوقات تشویق یعنی توقف،نباید محبت کوپنی باشد وقتی بچه کار خوبی کرد،به او محبت کنیم؛بلکه باید همیشه این کار را بکنیم.....